"ای ستاره ها ستاره های پاک"
امشب آخرین شب ِ سیاه من است
فردا از این خانه یِ فساد
راهی میشوم به سوی آخرت
ای ستاره های نازنین من
دستان ِ پر از گناه ِ من
رو به سوی نا مهربان او نموده است
خدایی که آفرید همین دستان بی گناه من!
ای ستاره های آسمان
چه شد که قدر مردی مرا
در شب قدری ازم گرفته اند
فردا با طلوع خورشید من نیز
همسفر آسمان میشوم
"ای ستاره ها که از فراز آسمان
با نگاه خود اشاره گر نشسته اید"
مسبب ِ گناه ِ من نیست کسی به جز خودش
به جز آن نگاه سیاه ِ ظالمش
فردا که به سوی خودش می روم
با کنایه حتم به گوشش میزنم
ای خداوندِ مهربانِ ترانه های دفترم
ولیکن، سنگدل ِ روزگار من!
من بریده ام از هر آنچه که نثارم کرده ای
درد ِ من دوری ِ روی تو بود
چرا در بسترم زنی را میهمان کرده ای
کام من از بوسه های خودت تهی شدست
چشم ِ من لبریز اشک و ماتم شدست
تنها از آن لحظه که باده حرام شدست
ای خدای این روزگار ِ پلید
چرا هدیه نمی دهی آنچه که مژده می دهی
حتم، بعد ِ آن مرگ دگر بر نمیگردم به روی زمین
ای ستاره ها ،ستاره های خوب و پاک
اگر شما هم آگهید به جفای ساکنان زمین
چرا چشم نمی بندید از روی زمین
شاید که دوری ِ مرا
تنها بهانه ای برای چشمک زدن نهاده اید!
شاید شما هم بستر ِ هوش شده اید!
نمیدانم،ولی
همین فردا ست که من پر میکشم
سوی مهربان ترین خدای من!.........................................................................پارسا
عاشقانه شاد و بهروز باشید
یاعلی